نقش ترکیه در جنگ اوکراین چیست؟

نقش ترکیه در جنگ اوکراین چیست؟
خلاصه اخبار

ترکیه با حفظ تعادل استراتژیک میان روسیه و غرب، در حال تقویت نفوذ خود در منطقه و جهان است بدون اینکه به طور کامل به هیچ‌یک از طرفین وابسته شود.

باشگاه خبرنگاران جوان؛ حسین مهدی‌تبار– ترکیه در عرصه سیاست قدرت در خاورمیانه و اوراسیا هنر بازی کردن در دو جبهه را به خوبی آموخته است؛ یک جبهه در خاورمیانه و دیگری در اوراسیا. این دوگانه بودن نه تنها یک واکنش به ژئوپولیتیک معاصر است، بلکه یک دکترین عمیق از سیاست‌ورزی است که در طول قرن‌ها از طریق جنگ، دیپلماسی و جاه‌طلبی‌های امپراتوری شکل گرفته است. برای آنکارا، تمرکز تک‌بعدی یک لوکس نیست که بتواند آن را داشته باشد. بقای آن و نفوذش به حرکت دائم بستگی دارد و باید تعادلی دقیق بین آرزوهای منطقه‌ای و واقعیت‌های جهانی برقرار کند.

هیچ‌جا این تعادل ظریف روشن‌تر از رابطه پیچیده و گاهی خصمانه ترکیه با روسیه نیست. برای قرن‌ها، هدف استراتژیک آنکارا تغییر نکرده است: جلوگیری از گسترش روسیه نه فقط به سمت شرق، بلکه به سمت جنوب، جایی که مستقیماً تهدیدی برای حوزه نفوذ ترکیه است. از جنگ‌های خونین روسیه و ترکیه که از قرن شانزدهم تا بیستم ادامه داشت تا پیشنهاد استالین در سال 1945 برای کنترل تنگه‌های ترکیه، جاه‌طلبی‌های مسکو بارها عزم ترکیه را آزمایش کرده است. جنگ سرد ممکن است تقابل نظامی مستقیم را تحت چتر امنیت ناتو به حالت تعلیق درآورده باشد، اما درگیری قدرت هرگز کاملاً از بین نرفته است.

در بیشتر قرن بیستم، نقش ترکیه عمدتاً منفعل بود و تحت تاثیر بحران‌های داخلی و واقعیات جنگ سرد قرار داشت که آن را وابسته به ضمانت‌های امنیتی غربی کرده بود. اما امروز، آنکارا دیگر فقط یک کشور حائل نیست؛ بلکه یک قدرت در حال ظهور است که به طور فعال دینامیک‌های منطقه‌ای را طبق خواسته‌های خود شکل می‌دهد. هیچ‌جا این تحول روشن‌تر از واکنش ترکیه به جنگ اوکراین نیست، جایی که ترکیه از موقعیت استراتژیک خود برای به چالش کشیدن روسیه، تاکید بر استقلال خود و بازتعریف نقش خود در صحنه جهانی استفاده کرده است.

امروز آنکارا هنوز از استراتژی کلاسیک خود برای کاهش تنش‌ها استفاده می‌کند: حمایت نظامی از اوکراین در حالی که روابط اقتصادی خود را با روسیه حفظ می‌کند، اجرای کنوانسیون مونتره و میانجیگری در توافق‌های دیپلماتیک. این شیوه بازی کردن تعریف‌کننده سیاست‌ورزی ترکیه است: هیچ‌گاه به طور کامل متعهد نمی‌شود، همیشه در حال احتیاط است و اطمینان حاصل می‌کند که هیچ قدرتی به طور یک‌جانبه شرایط را تعیین نکند.

توانایی ترکیه در تعادل دادن به تقابل با دیپلماسی در نوامبر 2015 وقتی که یک جنگنده سوخو-24 روسی وارد حریم هوایی ترکیه شد، به وضوح نمایش داده شد. آنکارا به سرعت واکنش نشان داد و آن جنگنده را سرنگون کرد تا نشان دهد که هیچ نقض حریم هوایی را نمی‌پذیرد.

اما فقط چند ماه بعد، رئیس‌جمهور رجب طیب اردوغان یک چرخش ناگهانی داشت و در سال 2016 به ولادیمیر پوتین عذرخواهی کرد—حرکتی حساب‌شده که به کاهش تنش‌ها کمک کرد و باعث لغو تحریم‌های اقتصادی روسیه شد.

آنکارا همچنان موضع خود را به وضوح بیان کرده بود: اگر خط قرمز دوباره عبور شود، واکنش همانقدر سریع خواهد بود. پوتین فهمید که پذیرش عذرخواهی اردوغان هوشمندانه‌تر از به دام انداختن ترکیه است، زیرا می‌توانست عملیات نظامی روسیه در سوریه را پیچیده کرده و رابطه‌ای که مسکو نمی‌توانست آن را از دست بدهد، آسیب‌پذیر کند.

این منطق است که رویکرد ترکیه به اوکراین را هدایت می‌کند، که از مجموعه‌ای از ملاحظات استراتژیک دقیقاً محاسبه‌شده برمی‌آید. درست همانطور که آنکارا مدت‌ها تلاش کرده تا نفوذ روسیه را در همسایگی‌اش کنترل کند، اوکراین را به عنوان قطعه‌ای حیاتی در این تعادل بزرگ‌تر می‌بیند.

جلوگیری از تسلط روسیه بر دریای سیاه همچنان اولویت بالایی است، زیرا اوکراین قوی به عنوان یک نیروی مقابل گسترش روسیه عمل می‌کند. این به حفظ نفوذ استراتژیک ترکیه در منطقه و به تبع آن، ناتو کمک می‌کند. تقویت پایگاه نظامی-صنعتی‌اش نیز یکی از اهداف اصلی است، و روابط دفاعی و اقتصادی عمیق‌تر با کی‌یف به استقلال نظامی و توانمندی‌های فناوری ترکیه افزوده است.

در عین حال، آنکارا خود را به عنوان یک میانجی کلیدی قرار داده است، با حفظ کانال‌های ارتباطی باز با کی‌یف و مسکو به منظور حداکثر کردن نفوذ منطقه‌ای خود و حفظ انعطاف‌پذیری استراتژیک. این رویکرد نه تنها به نگرانی‌های فوری مربوط می‌شود بلکه ترکیه از جنگ به عنوان فرصتی برای گسترش امنیت انرژی خود از طریق متنوع کردن مسیرهای تامین و کاهش وابستگی به روسیه بهره می‌برد، به ویژه از طریق تقویت روابط با تامین‌کنندگان جایگزین در قفقاز و آسیای مرکزی.

ترکیه همچنین به دنبال گسترش نفوذ خود در کشورهای پساشوروی است، به ویژه در دنیای ترک‌زبان، جایی که به طور پیوسته در حال گسترش نفوذ سیاسی و اقتصادی خود به عنوان یک مقابله با نفوذ روسیه است.

این گسترش نفوذ منطقه‌ای بخشی از یک جاه‌طلبی استراتژیک وسیع‌تر است—ترکیه جنگ را به عنوان آزمونی برای توانایی خود در عمل کردن مستقل از روسیه و غرب می‌بیند، در حالی که نتایج ژئوپولیتیکی عمده‌ای را شکل می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین گام‌های ترکیه حمایت علنی از عضویت اوکراین در ناتو بوده است. این موضع تنها نمادین نیست؛ بلکه یک شرط استراتژیک برای بقای بلندمدت اوکراین به عنوان یک تعادل‌دهنده در برابر قدرت روسیه است. برای آنکارا، اوکراین قوی و مستقل یعنی روسیه‌ای که در دریای سیاه همواره مهار شده است، و این موضوع به تلاش‌های تاریخی ترکیه برای جلوگیری از تسلط دریایی روسیه در نزدیکی خود ادامه می‌دهد.

این موضع همچنین ترکیه را با یک بلوک فزاینده از کشورهای اروپایی هم‌راستا می‌کند—خصوصاً لهستان و کشورهای اروپای شرقی—که اوکراین و ترکیه را به عنوان دو عنصر ضروری برای مقابله با تهاجم روسیه می‌بینند. لهستان، به ویژه، به عنوان یک حامی قوی برای ادغام بیشتر ترکیه در ساختارهای امنیتی اروپا ظاهر شده است و به این باور رسیده که ترکیه استراتژیکاً در تقویت جبهه جنوب‌شرقی ناتو مؤثر است.

ترکیه نه تنها از طریق دیپلماسی یا ارسال سلاح به اوکراین در برابر روسیه ایستاده است، بلکه به طور فعال در جبهه‌های مختلفی که در آن قدرت‌های غربی عمدتاً عقب‌نشینی کرده‌اند، با روسیه رقابت می‌کند. از سوریه و لیبی گرفته تا قفقاز و آسیای مرکزی، آنکارا در حال رقابت با مسکو برای نفوذ منطقه‌ای است و اغلب از ابزارهای نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک خود برای مقابله با جاه‌طلبی‌های روسیه استفاده می‌کند. این امر باعث می‌شود که نقش ترکیه در جنگ اوکراین بخشی از یک بازی بزرگ‌تر ژئوپولیتیکی باشد، که در آن ترکیه می‌خواهد خود را به عنوان یک میانجی کلیدی در چندین منطقه مطرح کند، نه اینکه تنها از یک نظم غربی یا روسی پیروی کند.

در واقع، ترکیه کلید آینده نظامی روسیه در سوریه را در دست دارد. مسکو مدت‌هاست که به پایگاه‌های نظامی خود در طرطوس و حمیمیم برای نمایش قدرت در مدیترانه شرقی وابسته است. اما این پایگاه‌ها پس از سقوط رژیم اسد عمدتاً به اراده ترکیه بستگی دارد. آنکارا کنترل فضای هوایی شمال سوریه را در دست دارد و از حضور نظامی خود در ادلب و دیگر مناطق برای محدود کردن حملات رژیم اسد حمایت‌شده از سوی روسیه استفاده کرده است. اگر ترکیه تصمیم بگیرد تا اقدامات خود را در سوریه تشدید کند و به دولت سوریه فشار بیاورد تا فعالیت‌های روسیه را محدود کند، توانایی مسکو در حفظ این پایگاه‌ها ممکن است به شدت تحت تاثیر قرار گیرد.

مهم‌تر از همه، اروپا در برابر جنگ اطلاعاتی روسیه بسیار آسیب‌پذیر است، زیرا کمپین‌های اطلاعاتی پشتیبانی‌شده از سوی کرملین باعث ایجاد تفرقه و جنگ‌های فرهنگی می‌شود. با این حال، ترکیه مقاومت بیشتری در برابر این تاکتیک‌ها نشان داده است برای دو دلیل کلیدی.

اولاً، رسانه‌ها و گفتمان سیاسی ترکیه بیشتر تحت تاثیر روایت‌های داخلی است تا جنگ‌های ایدئولوژیک خارجی. در اروپا، اطلاعات نادرست روسیه اغلب از تفرقه‌های موجود بهره‌برداری می‌کند—بین لیبرال‌ها و محافظه‌کاران، طرفداران و مخالفان اتحادیه اروپا، یا نیروهای ملی‌گرایانه و جهانی‌گرا. اما در ترکیه، مناقشات سیاسی عمدتاً به مسائل داخلی مربوط می‌شود که حول محور هویت ملی، امنیت و ثبات اقتصادی می‌چرخد. این باعث می‌شود که فضای کمتری برای پذیرش روایت‌های روسیه وجود داشته باشد.

دوم، تعاملات ترکیه با روسیه به طور صرفاً معامله‌ای است. در حالی که برخی کشورهای اروپایی به وابستگی استراتژیک به روسیه گرفتار شده‌اند—در خصوص گاز، شبکه‌های بانکی یا منافع تجاری—ترکیه بازی را به شکل متفاوتی انجام می‌دهد. این کشور انرژی و سلاح از روسیه می‌خرد وقتی که مناسب باشد، اما هیچ توهمی درباره مسکو ندارد. ارتباطات ترکیه با روسیه همچنان کاربردی، رقابتی و گاهی حتی به طور آشکار تهاجمی است.

این برای غرب یک قدرت نادیده گرفته‌شده است. مقاومت ترکیه در برابر جنگ‌های ترکیبی روسیه، آن را به یک دارایی در مبارزه گسترده‌تر علیه نفوذ مسکو تبدیل می‌کند. به جای اینکه آنکارا را در کنار بگذارند، ناتو و اتحادیه اروپا باید به ارزش استراتژیک آن توجه کنند.

برای غرب، قیمت‌ها بسیار بالا است: یا باید ترکیه را جدی بگیرند یا خطر ایجاد یک خلاّ ژئوپولیتیکی را بپذیرند که مسکو به سرعت آن را پر خواهد کرد. یک ترکیه منزوی نه متحد روسیه خواهد شد و نه به طور مستقیم با غرب مقابله می‌کند، بلکه به شیوه خود عمل می‌کند، با مسکو زمانی که مفید است توافق می‌کند و نظم امنیتی غرب را پیچیده‌تر می‌کند.

این یک هدیه استراتژیک برای کرملین است. هر اختلافی بین آنکارا و غرب فرصت‌های جدیدی برای روسیه ایجاد می‌کند—چه در انرژی، چه در دفاع، یا در نفوذ منطقه‌ای. به حاشیه راندن ترکیه نه تنها چالشی را مهار نمی‌کند، بلکه آن را تشدید می‌کند و موقعیت ناتو را تضعیف کرده و توانایی روسیه را در بهره‌برداری از تفرقه‌ها تقویت می‌کند.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خطا در بارگزاری کپچا