نفت لیبی؛ میدان تازه جنگ روسیه و اوکراین؟
گروه بینالملل سیگنال نیوز ـ دو حادثه امنیتی تقریباً همزمان در شرق و غرب لیبی، بار دیگر این کشور بحرانزده را در مرکز توجه قرار داده است؛ حملات پهپادی به تأسیسات نفتی الزاویه در غرب و ترور فوزی المنصوری، رئیس اطلاعات نظامی نیروهای خلیفه حفتر، در بنغازی.
در نگاه نخست، این دو حادثه میتوانند کاملاً مستقل از یکدیگر باشند؛ اما قرار گرفتن آنها در کنار تحولات ماههای اخیر، از جمله گزارشها درباره فعالیت نیروهای اوکراینی در غرب لیبی و منافع گسترده روسیه در شرق این کشور، این پرسش را ایجاد کرده است که آیا لیبی در حال تبدیل شدن به یکی از میدانهای جدید جنگ میان روسیه و اوکراین است؛ جنگی که ممکن است پای ترکیه و حتی منافع اروپاییها را نیز به میان بکشد.
با این حال، تاکنون هیچ گروهی مسئولیت حملات الزاویه یا ترور المنصوری را برعهده نگرفته و هیچ مدرک مستقیمی درباره نقش روسیه، اوکراین یا ترکیه در این دو عملیات منتشر نشده است. بنابراین هرگونه ارتباط میان این حوادث در حال حاضر باید در قالب یک فرضیه تحلیلی بررسی شود.

حملهای که نفت لیبی را هدف گرفت
در روزهای ۹ و ۱۰ اوت، دستکم سه حمله پهپادی زیرساختهای نفتی منطقه الزاویه را هدف قرار داد. یکی از حملات موجب آتشسوزی و فروپاشی مخزنی شد که حدود ۴.۵ میلیون لیتر بنزین در آن ذخیره شده بود.
اهمیت این حادثه تنها به خسارت واردشده به یک مخزن محدود نمیشود. پالایشگاه الزاویه با ظرفیت حدود ۱۲۰ هزار بشکه در روز، بزرگترین پالایشگاه فعال لیبی است و در فاصله حدود ۴۰ کیلومتری غرب طرابلس قرار دارد. این مجموعه همچنین با میدان نفتی شراره ارتباط دارد؛ بنابراین تداوم حملات میتواند زنجیره تأمین سوخت در غرب لیبی را با مشکل مواجه کند.
شرکت ملی نفت لیبی در واکنش به این حملات وضعیت اضطراری اعلام کرده و هشدار داده است که در صورت ادامه حملات ممکن است ناچار به توقف فعالیت پالایشگاه و اعلام «فورس ماژور» شود.
این نکته اهمیت ویژهای دارد: هدف حمله، صرفاً یک ساختمان دولتی یا یک پایگاه نظامی نبود؛ بلکه زیرساخت انرژی بود. این همان الگویی است که طی ماههای اخیر خصوصا پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در جنگ میان ایران و آمریکا و همینطور جنگ میان روسیه و اوکراین مکرر تکرار شده است.
همزمانی معنادار با ترور در بنغازی
تقریباً در همان زمان که پالایشگاه الزاویه در غرب هدف حملات پهپادی قرار گرفت، فوزی المنصوری، رئیس اطلاعات نظامی نیروهای شرق لیبی وابسته به خلیفه حفتر، در بنغازی بر اثر انفجار بمب در خودروی خود کشته شد.
منصوری از سال ۲۰۲۴ ریاست دستگاه اطلاعات نظامی نیروهای شرق را بر عهده داشت و از چهرههای مهم ساختار امنیتی حفتر محسوب میشد. منابع امنیتی عامل این ترور را مشخص نکردهاند اما میتوان گفت که این دو حادثه ارتباط نزدیکی به یکدیگر دارند.
آیا روسیه میتواند پشت حمله به الزاویه باشد؟
یکی از فرضیههای قابل بررسی این است که حمله به الزاویه بخشی از رقابت روسیه و اوکراین در خاک و آبهای اطراف لیبی باشد.
در ماههای اخیر گزارشهایی منتشر شده مبنی بر حضور نیروهای اوکراینی در غرب لیبی و استفاده احتمالی از این منطقه برای عملیات علیه منافع روسیه. مهمترین مورد، حمله به کشتی روسی Arctic Metagaz در مدیترانه در ماه مارس بود. روسیه اوکراین را مسئول این حمله دانست و گزارشهایی بعداً مدعی شدند که عملیات از منطقه ساحلی لیبی انجام شده است. این ادعاها مستقل از یکدیگر بهطور کامل تأیید نشدهاند، اما گزارشهای رسانهای متعددی به وجود چنین شبکهای اشاره کردهاند.
اگر حضور عملیاتی اوکراین در غرب لیبی را بپذیریم، منطقهای که پیش از این عمدتاً بخشی از رقابت داخلی لیبی بود، میتواند به یک جبهه فرعی جنگ روسیه و اوکراین تبدیل شده باشد.
در چنین شرایطی، حمله به تأسیسات نفتی غرب لیبی میتواند یک پیام احتمالی داشته باشد:
استفاده از خاک و زیرساختهای غرب لیبی برای عملیات علیه روسیه، بدون هزینه نخواهد بود.
این الزاماً به معنای آن نیست که روسیه پالایشگاه الزاویه را هدف قرار داده است، زیرا تاکنون هیچ مدرک مستقیمی برای چنین نتیجهای منتشر نشده است اما از نظر راهبردی، سناریو قابل تصور است.
چرا اروپا ممکن است مخاطب غیرمستقیم این پیام باشد؟
اگر هدف روسیه صرفاً ایجاد خسارت در لیبی باشد، انتخاب تأسیسات نفتی میتواند یک انتخاب اقتصادی باشد.
اما اگر هدف، ایجاد فشار سیاسی گستردهتر باشد، داستان متفاوت میشود.
لیبی برای اروپا، بهویژه ایتالیا، یک کشور آفریقایی معمولی نیست؛ بلکه بخشی از معادله انرژی و امنیت مدیترانه است.
شرکت ایتالیایی Eni یکی از اصلیترین بازیگران انرژی لیبی است و از طریق ساختارهای مشترک با شرکت ملی نفت لیبی در تولید نفت و گاز این کشور فعالیت میکند. گاز تولیدشده از میدانهای Wafa و Bahr Essalam نیز از طریق خط لوله GreenStream به ایتالیا منتقل میشود.
در سال ۲۰۲۶ نیز توسعه میدانهای گازی لیبی و افزایش صادرات به ایتالیا همچنان در دستور کار Eni قرار داشته و این شرکت از اکتشافات جدید گازی در آبهای لیبی خبر داده است.
بنابراین هرگونه بیثباتی در غرب لیبی میتواند برای ایتالیا یک مسئله صرفاً سیاسی نباشد؛ بلکه مسئله امنیت انرژی باشد. آن هم امنیتی که پس از حمله روسیه به اوکراین در اروپا به مشکل اصلی این قاره تبدیل شده است.
در این چارچوب، یک حمله به زیرساخت انرژی لیبی میتواند حتی بدون وارد کردن خسارت مستقیم به اروپا، پیام روانی و سیاسی خود را منتقل کند:
جنگ اوکراین فقط در اوکراین نمیماند؛ بیثباتی میتواند به مدیترانه، انرژی و امنیت اروپا نیز سرایت کند.
این همان جایی است که فرضیه فشار روسیه بر اروپا اهمیت پیدا میکند.
البته نباید در این تحلیل اغراق کرد. الزاویه بهتنهایی آنقدر برای بازار انرژی اروپا بزرگ نیست که بتواند بحران انرژی ایجاد کند. اهمیت اصلی آن در پیام ژئوپلیتیکی و ایجاد ریسک در یک منطقه حساس است.
اما چرا اروپا باید نگران باشد؟
اروپا طی سالهای اخیر تلاش کرده وابستگی خود به انرژی روسیه را کاهش دهد. در این میان، شمال آفریقا و مدیترانه به منابع مهمتری برای تأمین انرژی تبدیل شدهاند.
لیبی به دلیل نزدیکی جغرافیایی به اروپا، ذخایر بزرگ نفت و گاز و ارتباط مستقیم گازی با ایتالیا، در این معادله اهمیت دارد.
در نتیجه، اگر بیثباتی در لیبی افزایش پیدا کند، هزینه آن فقط متوجه مردم لیبی نخواهد بود.
از این منظر، بیثبات کردن لیبی میتواند یک اهرم فشار غیرمستقیم علیه اروپا باشد.
آیا ترور المنصوری میتواند پاسخ ترکیه باشد؟
اما بخش جذابتر ماجرا، حادثه بنغازی است.
فرضیهای که میتوان بررسی کرد این است که اگر حمله به الزاویه واقعاً اقدامی روسی یا مرتبط با شبکه روسیه بوده باشد، ترور فوزی المنصوری میتواند بخشی از یک پاسخ متقابل در جنگ سایه باشد.
ترکیه در لیبی رابطه بسیار نزدیکی با دولت طرابلس دارد، در حالی که روسیه روابط عمیقی با نیروهای خلیفه حفتر در شرق برقرار کرده است.
در چنین ساختاری، ضربه مستقیم ترکیه به تأسیسات نفتی شرق میتوانست برای آنکارا بسیار پرهزینه باشد. زیرا نفت لیبی در نهایت متعلق به کل ساختار اقتصادی کشور است و آسیب زدن به زیرساختهای نفتی شرق میتواند منافع اقتصادی خود ترکیه، اروپا و حتی دولت طرابلس را نیز تهدید کند.
اما اگر یک سرویس امنیتی خارجی بخواهد پیام محدودتری ارسال کند، ترور یک مقام ارشد امنیتی از نظر تئوریک میتواند گزینهای کمهزینهتر و قابل انکارتر باشد.
فوزی المنصوری نیز دقیقاً در همین نقطه قرار داشت: او رئیس دستگاه اطلاعات نظامی نیروهای شرق بود.
بنابراین در صورت اثبات نقش ترکیه، ترور او میتوانست پیامی مستقیم به ساختار امنیتی حفتر و غیرمستقیم به حامیان خارجی آن، از جمله روسیه، داشته باشد.
آیا روسیه میتواند با این روش اروپا را از کمک به اوکراین منصرف کند؟
احتمالاً نه به شکل مستقیم. حمله به پالایشگاه الزاویه به تنهایی نمیتواند ایتالیا یا اتحادیه اروپا را وادار کند حمایت از اوکراین را متوقف کنند.
اما هدف ممکن است چیز دیگری باشد: افزایش هزینههای سیاسی حمایت از اوکراین.
اگر اروپاییها احساس کنند حمایت از کییف باعث باز شدن جبهههای جدید در آفریقا، مدیترانه، انرژی و مهاجرت میشود، فشار سیاسی داخلی بر دولتهای اروپایی میتواند افزایش پیدا کند.
در این نگاه، لیبی یک هدف اقتصادی نیست بلکه یک هدف ژئوپلیتیک است و این تفاوت بسیار مهمی است.
در مجموع انتظار میرود درگیریها میان روسیه و غرب به زودی به آفریقا نیز کشیده شود. در این میان قطعا کشورهای حاشیه مدیترانه اهمیت بسیار بالایی دارند.