رویارویی دو دلار در آمریکا

رویارویی دو دلار در آمریکا
خلاصه اخبار

رئیس‌جمهور آمریکا تصویر ناکامی تیم اقتصادی خود در تحقق وعده رشد ۳ درصدی تولید ناخالص داخلی (سالانه) را با فرافکنی به فدرال رزرو انعکاس داد. دونالد ترامپ قدرت فراواقعی دلار را نتیجه برنامه افزایش نرخ بهره فدرال رزرو عنوان کرد که یکی از دلایل اصلی کاهش رشد اقتصادی است. ترامپ، جی پاول را مردی خطاب کرد که «از رشد نرخ‌های بهره لذت می‌برد؛ او چنین دلار نیرومندی را می‌خواهد. من (نیز) خواهان دلار نیرومند هستم؛ اما نه دلاری که آنقدر قوی باشد که رقابت‌پذیری ما را کاهش دهد.»

به گزارش سیگنال به نقل ا زدنیای اقتصاد، دونالد ترامپ، اولین واکنش خود به محقق نشدن وعده رشد اقتصادی ۳ درصدی برای هر سال از حضور وی در کاخ سفید را اعلام کرد. رئیس‌جمهوری آمریکا، قدرت بیش از حد نرمال دلار را که با پروسه افزایش نرخ بهره توسط بانک مرکزی آمریکا تشدید شده بود را یکی از مهم‌ترین دلایل کاهش رشد اقتصادی این کشور عنوان کرد. دونالد ترامپ در جریان سخنرانی خود در ایالت مریلند، «جرومی پاول»، رئیس فدرال‌رزرو آمریکا را شخصی توصیف کرد که از افزایش نرخ بهره لذت می‌برد. ترامپ با اشاره به اینکه انتظار دارد فدرال‌رزرو در نشست این ماه خود نیز مانند نشست ژانویه، نرخ بهره را تغییر ندهد، کنایه دیگری نثار عملکرد نهاد پولی کرد: «برخلاف اقدامات فدرال‌رزرو، اقتصاد آمریکا عملکرد خوبی داشته است. ما در فدرال‌رزرو مردی (جی پاول) داریم که دوست دارد نرخ بهره را زیاد کند. ما در فدرال‌رزرو مردی داریم که دلار نیرومند می‌خواهد.» ترامپ در ادامه سخنرانی خود برای تاکید بر ارزش بیش از اندازه دلار در برابر سایر ارزها با لحن تمسخرآمیزی تفاوت خواست خود از دلار با آنچه رئیس فدرال‌رزرو می‌خواهد را مقایسه کرد: «من خواهان یک دلار نیرومند هستم اما دلاری که برای کشورمان عالی باشد، نه دلاری که آن‌قدر نیرومند باشد که رقابت‌پذیری شرکت‌های ما در تجارت جهانی را نسبت به رقبا تضعیف کند و سهم ما را از بازارها کاهش دهد.»
ترامپ با لحن کنایه‌آمیزی مسیر سیاست پولی را در سال‌های اخیر در راستای تقویت دلار توصیف کرد: «تصور کنید که ما نرخ‌های بهره را همانطور که بودند بدون تغییر باقی می‌گذاشتیم، سیاست انقباضی اتخاذ نمی‌کردیم، پول را از بازارها بیرون نمی‌آوردیم و مدام از انقباض صحبت نمی‌کردیم؛ این مسیر می‌توانست به دلار (کمی) ضعیف‌تر منتهی شود.» رئیس‌جمهوری ایالات‌متحده، اقتصاد این کشور را در حال تجربه شکوفایی بی‌سابقه‌ای توصیف کرد: «رونق اقتصاد ما در حالی رخ داده که کشورهای دیگر عملکرد ضعیفی داشته‌اند و این موضوع حتی شرایط ما را برای موفقیت سخت‌تر کرده است.» کمیته بازار آزاد آمریکا در روزهای نوزدهم و بیستم ماه مارس (دو هفته دیگر) در واشنگتن گردهمایی خواهد داشت تا در خصوص نرخ بهره تصمیم‌گیری کند. نرخ بهره هدف فدرال‌رزرو در حال‌حاضر ۵/ ۲ درصد است، در حالی که بسیاری از کارشناسان انتظار دارند همین سطح در نتیجه نشست آتی کمیته حفظ شود. جرومی پاول نیز در مصاحبه‌ اخیر خود موضع فدرال‌رزرو در خصوص نرخ بهره را محتاطانه عنوان کرده است. ترامپ که از منتقدان سرسخت فدرال‌رزرو محسوب می‌شود در آخرین حمله خود که به ماه دسامبر سال گذشته بازمی‌گردد تنها مشکل اقتصاد آمریکا را فدرال‌رزرو معرفی کرده بود. با اینکه رویکرد سیاست‌گذاران پولی آمریکا نشانی از میل آنها نسبت به افزایش نرخ بهره نسبت ماه مارس ندارد؛ اما ترامپ با تداوم انتقادات خود نشان داد که خواهان توقف طولانی‌تری در روند انقباض پولی است و از دیدگاه دیگر، کاهش نرخ هدف فدرال‌رزرو برای او بهترین حالت ممکن خواهد بود.

پینگ‌پنگ سیاسی دولت و فدرال‌رزرو

سابقه رفتاری کاخ سفید و به‌ویژه شخص دونالد ترامپ، از ترجیح آنها برای اداره اقتصاد آمریکا با دلار ضعیف حکایت دارد. کاخ سفید در این راستا با نهاد پولی مستقل کشور نیز درگیر شده است به‌طوری‌که هر کنشی از سوی فدرال‌رزرو با واکنش تقابلی از سوی دولت پاسخ داده می‌شود. فدرال‌رزرو با اجرای سیاست پولی انقباضی که از سال ۲۰۱۵ میلادی کلید خورده بود بالطبع منجر به کاهش ارزش دلار در برابر سبد ارزهای رایج می‌شد. با این حال، چند ماه بعد از روی کار آمدن ترامپ وعده‌های مالی او پدافندی بر روند صعودی نرخ بهره بود. طرح کاهش نرخ‌های مالیاتی در ابعاد و حجم زیاد، منجر به خوش‌بینی‌های افراطی در بازار سهام شد و فدرال‌رزرو نیز ناچار به رشد نرخ بهره برای جلوگیری از سیاست انبساطی ترامپ بود که می‌توانست تورم‌زا و کسری‌آفرین باشد. به هر حال، افت ۱۰ درصدی شاخص دلار در سال ۲۰۱۷ میلادی که همه چیز برای رشد آن فراهم بود، نبرد رفت و برگشتی پولی و مالی را به خوبی نشان می‌دهد. علاوه‌بر این ترامپ از همان ابتدای دوره ریاستش بر کاخ سفید به قدرت نامعقول دلار اشاره کرده بود، میل به افزایش توان رقابت تجاری برای کاهش کسری ترازنامه تجاری با دلار ضعیف نیز یکی از خواسته‌های ترامپ برای تحقق وعده کاهش کسری تجاری است.


زمینه نبرد دلار علیه دلار

شاخص دلار از سال ۲۰۱۴ میلادی روند صعودی شدیدی به خود گرفته بود و از تابستان این سال تا پایان سال ۲۰۱۶ نزدیک به ۲۶ درصد رشد کرد. پس از آن، انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و روی کار آمدن دونالد ترامپ با وعده‌های اقتصادی‌ متنوعش، دلار را وارد کانال افزایشی دیگری کرد که خیلی سریع از میان رفت. در شرایطی که ترامپ با دو وعده مهم خود یعنی کاهش مالیات‌ها و افزایش بودجه زیرساخت‌ها، زمینه را برای تداوم رشد اقتصادی و تقویت شاخص دلار آماده کرده بود، نگرانی‌ها از روند تقویت اسکناس آمریکایی نسبت به سایر ارزهای رایج شدت گرفت. این نگرانی‌ها در حالی روبه افزایش بودند که ترامپ وعده سومی نیز در چنته خود داشت. سومین وعده ترامپ که کاهش حجم کسری تراز تجاری محسوب می‌شود با دو وعده دیگر تناقض داشت؛ چراکه برخلاف دو وعده دیگر، نیازمند کاهش ارزش دلار بود. ترامپ ضمن ابراز ناراحتی خود نسبت به کسری تجاری سنگین ایالات‌متحده، قول کاهش حجم کسری تجاری را نیز داده بود؛ اما زمانی که دلار در سیر افزایشی به‌سر می‌برد، امکان کاهش کسری تجاری وجود نخواهد داشت. زمانی که شاخص دلار نسبت به سبد ارزهای رایج دیگر گران شود، میل به خرید کالاهای گران‌شده آمریکایی کاهش می‌یابد و به این ترتیب صادرات این کشور با اختلال مواجه خواهد شد. از طرفی تقویت دلار گرایش به خرید کالاها و مواد خام مورد نیاز از سایر کشورها را زیاد می‌کند؛ چراکه با رشد ارزش دلار، قیمت کالاهای خارجی نسبت به قدرت خرید آمریکایی‌ها کاهش می‌یابد و آنها را به واردات بیشتر سوق می‌دهد. با این شرایط، افزایش حجم واردات و کاهش حجم صادرات، همزمان با یکدیگر منجر به افزایش کسری ترازنامه تجاری ایالات‌متحده خواهند شد. ترامپ که وعده کاهش کسری تجاری را به جامعه اقتصادی کشورش داده بود، مرتبا از کشورهایی که به عمد جلوی تقویت ارزهایشان را می‌گیرند، گله کرد. ترامپ در یکی از سخنرانی‌های خود به «ارزش بیش از حد شاخص دلار» اشاره کرده بود و این ظن را که ممکن است سیاست‌ پولی، مالی و اقتصادی به سمت تضعیف دلار حرکت کند، به‌وجود آورده بود.
رهاورد دلار ضعیف: برخی از صنایع درراستای به‌دست آوردن منفعت ناشی از دلار ضعیف برای تحقق این وضعیت فشار وارد می‌کنند. محقق‌شدن خواسته این صنایع محصولات تولیدشده در ایالات‌متحده را برای خریداران خارجی ارزان‌تر و جذاب‌تر می‌کند. برآیند این فرایند به معنای تلاش کارخانه‌ها برای صادرات بیشتر به سایر کشورها است. در واقع، این روند سریالی لزوم ایجاد فرصت‌های شغلی و شاید دستمزد‌های بالاتر برای این نیروی کار رو به رشد را به‌دنبال خواهد داشت. اما نگاه تک بعدی به نمونه مطالبه بخش صنعتی برای دلار ضعیف و سناریوی تولید اشتغال، رشد دستمزد نیروی کار و تقویت صادرات، تصویر حقیقی از کل اقتصاد را نشان می‌دهد؟ بررسی یک بعد دیگر می‌تواند دیدگاه بهتری را نسبت به جایگاه بهینه دلار برای اقتصاد آمریکا نمایان کند.
ثمره دلار قوی: بعدی که برخلاف دیگری نیمه تاریک دلار ضعیف را نشان دهد بالطبع از بدتر شدن وضعیت اقتصاد با دلار کم‌فروغ حکایت خواهد داشت. دلار ضعیف به‌مرور فضا را برای افزایش تورم فراهم خواهد کرد. علاوه‌بر این، خانوارهای آمریکایی باید برای تهیه مایحتاج خود پرداخت بیشتری در راستای خرید آنچه از کشورهای دیگر خریداری ‌می‌کنند، بپردازند. این مساله با توجه به روند روبه رشد صادرات آمریکا به سایر کشورها که با تقاضای افزاینده‌ای از سوی آنها همراه شده است نیز باعث افزایش کالاهای بومی ایالات‌متحده در خاک این کشور خواهد شد. علاوه‌بر این، شرکت‌های آمریکایی فعال در بخش تکنولوژی و شاخه‌های غیرمستقیم آن، به‌همراه سرمایه‌گذاران این حوزه منفعت کمتری خواهند داشت؛ چراکه زمانی که حوزه فعالیت‌ آنها صادرات کالا و خدماتی است که تنها سرمایه‌گذاران خارجی خریداران چنین محصولاتی هستند، بازار داخلی نیز از میان می‌رود. به طور خلاصه، با نتیجه‌گیری از این دو بعد متفاوت، دلار ضعیف‌تر برای ایالات‌متحده به معنای هزینه بیشتر برای خرید همه آن چیز است که خریداری می‌کند و دریافت کمتر برای آنچه می‌فروشد.
کسری‌های متوالی و درمان اضطراری
تاریخچه سیاست‌های ارزی آمریکا برای افزایش قدرت رقابت تجاری در بازارهای بین‌المللی از دهه ۱۹۸۰ میلادی تاکنون، از عدم استقبال سیاستمداران این کشور از تقویت بیش از اندازه دلار حکایت دارد. روند شاخص دلار تا پایان سال ۲۰۱۸ میلادی، افزایش‌های متوالی کسری تراز تجاری این کشور و وعده‌های ترامپ، همگی زمینه را برای اقدام علیه شاخص دلار فراهم کرده بودند. زمانی‌که دونالد ترامپ وعده کاهش کسری را به جامعه اقتصادی داد، تنها عاملی که می‌توانست جلوی تحقق این وعده را بگیرد، ارزش دلار این کشور بود. در حالی که برخی از کشورها مانند چین متهمان همیشگی تضعیف تعمدی ارز ملی‌شان هستند، احتمال ورود ایالات‌متحده به نزاع بین‌المللی ارزی افزایش می‌یابد. البته بخشی از این نبرد وارد تجارت شده است. دیدگاه‌های متفاوتی که درباره وضعیت بهینه شاخص دلار برای اقتصاد آمریکا مطرح می‌شود، چشم‌انداز دوگانه‌ای به‌وجود آورده که با بررسی پاسخ شهودی به سوال چه‌کسی از دلار قوی هراسان است، دو دیدگاه متناقض آشکار می‌شود. براساس شواهد رئیس‌جمهوری ایالات‌متحده دلار قوی را برای کسب‌وکارهای آمریکایی «چندان مشکل‌آفرین نمی‌داند.» استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری برخلاف دونالد ترامپ، دلار ضعیف را «موقعیت خوبی برای ما (اقتصاد آمریکا)» معرفی کرده بود؛ ادعای منوچین بیشتر برپایه تاثیر دلار ضعیف بر تشویق صادرات و به تبع آن کاهش کسری تراز تجاری مطرح شده است. درست است که دلار ضعیف به سود روند صادرات کشور عمل می‌کند و واردات را تنبیه خواهد کرد؛ اما کل اقتصاد ایالات‌متحده و دلار تنها به صادرات وابسته نیست و مولفه‌های بسیاری را باید در نظر داشت. قضاوت منوچین از این حیث اشتباه تلقی می‌شود که سود صادراتی ناشی از دلار ضعیف را به کل اقتصاد تعمیم داده است. برخلاف این دیدگاه، دلار ضعیف می‌تواند آمریکا را به فقر نزدیک‌تر کند.

ی روند صعودی شدیدی به خود گرفته بود و از تابستان این سال تا پایان سال ۲۰۱۶ نزدیک به ۲۶ درصد رشد کرد. پس از آن، انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و روی کار آمدن دونالد ترامپ با وعده‌های اقتصادی‌ متنوعش، دلار را وارد کانال افزایشی دیگری کرد که خیلی سریع از میان رفت. در شرایطی که ترامپ با دو وعده مهم خود یعنی کاهش مالیات‌ها و افزایش بودجه زیرساخت‌ها، زمینه را برای تداوم رشد اقتصادی و تقویت شاخص دلار آماده کرده بود، نگرانی‌ها از روند تقویت اسکناس آمریکایی نسبت به سایر ارزهای رایج شدت گرفت. این نگرانی‌ها در حالی روبه افزایش بودند که ترامپ وعده سومی نیز در چنته خود داشت. سومین وعده ترامپ که کاهش حجم کسری تراز تجاری محسوب می‌شود با دو وعده دیگر تناقض داشت؛ چراکه برخلاف دو وعده دیگر، نیازمند کاهش ارزش دلار بود. ترامپ ضمن ابراز ناراحتی خود نسبت به کسری تجاری سنگین ایالات‌متحده، قول کاهش حجم کسری تجاری را نیز داده بود؛ اما زمانی که دلار در سیر افزایشی به‌سر می‌برد، امکان کاهش کسری تجاری وجود نخواهد داشت. زمانی که شاخص دلار نسبت به سبد ارزهای رایج دیگر گران شود، میل به خرید کالاهای گران‌شده آمریکایی کاهش می‌یابد و به این ترتیب صادرات این کشور با اختلال مواجه خواهد شد. از طرفی تقویت دلار گرایش به خرید کالاها و مواد خام مورد نیاز از سایر کشورها را زیاد می‌کند؛ چراکه با رشد ارزش دلار، قیمت کالاهای خارجی نسبت به قدرت خرید آمریکایی‌ها کاهش می‌یابد و آنها را به واردات بیشتر سوق می‌دهد. با این شرایط، افزایش حجم واردات و کاهش حجم صادرات، همزمان با یکدیگر منجر به افزایش کسری ترازنامه تجاری ایالات‌متحده خواهند شد. ترامپ که وعده کاهش کسری تجاری را به جامعه اقتصادی کشورش داده بود، مرتبا از کشورهایی که به عمد جلوی تقویت ارزهایشان را می‌گیرند، گله کرد. ترامپ در یکی از سخنرانی‌های خود به «ارزش بیش از حد شاخص دلار» اشاره کرده بود و این ظن را که ممکن است سیاست‌ پولی، مالی و اقتصادی به سمت تضعیف دلار حرکت کند، به‌وجود آورده بود.
رهاورد دلار ضعیف: برخی از صنایع درراستای به‌دست آوردن منفعت ناشی از دلار ضعیف برای تحقق این وضعیت فشار وارد می‌کنند. محقق‌شدن خواسته این صنایع محصولات تولیدشده در ایالات‌متحده را برای خریداران خارجی ارزان‌تر و جذاب‌تر می‌کند. برآیند این فرایند به معنای تلاش کارخانه‌ها برای صادرات بیشتر به سایر کشورها است. در واقع، این روند سریالی لزوم ایجاد فرصت‌های شغلی و شاید دستمزد‌های بالاتر برای این نیروی کار رو به رشد را به‌دنبال خواهد داشت. اما نگاه تک بعدی به نمونه مطالبه بخش صنعتی برای دلار ضعیف و سناریوی تولید اشتغال، رشد دستمزد نیروی کار و تقویت صادرات، تصویر حقیقی از کل اقتصاد را نشان می‌دهد؟ بررسی یک بعد دیگر می‌تواند دیدگاه بهتری را نسبت به جایگاه بهینه دلار برای اقتصاد آمریکا نمایان کند.
ثمره دلار قوی: بعدی که برخلاف دیگری نیمه تاریک دلار ضعیف را نشان دهد بالطبع از بدتر شدن وضعیت اقتصاد با دلار کم‌فروغ حکایت خواهد داشت. دلار ضعیف به‌مرور فضا را برای افزایش تورم فراهم خواهد کرد. علاوه‌بر این، خانوارهای آمریکایی باید برای تهیه مایحتاج خود پرداخت بیشتری در راستای خرید آنچه از کشورهای دیگر خریداری ‌می‌کنند، بپردازند. این مساله با توجه به روند روبه رشد صادرات آمریکا به سایر کشورها که با تقاضای افزاینده‌ای از سوی آنها همراه شده است نیز باعث افزایش کالاهای بومی ایالات‌متحده در خاک این کشور خواهد شد. علاوه‌بر این، شرکت‌های آمریکایی فعال در بخش تکنولوژی و شاخه‌های غیرمستقیم آن، به‌همراه سرمایه‌گذاران این حوزه منفعت کمتری خواهند داشت؛ چراکه زمانی که حوزه فعالیت‌ آنها صادرات کالا و خدماتی است که تنها سرمایه‌گذاران خارجی خریداران چنین محصولاتی هستند، بازار داخلی نیز از میان می‌رود. به طور خلاصه، با نتیجه‌گیری از این دو بعد متفاوت، دلار ضعیف‌تر برای ایالات‌متحده به معنای هزینه بیشتر برای خرید همه آن چیز است که خریداری می‌کند و دریافت کمتر برای آنچه می‌فروشد.


کسری‌های متوالی و درمان اضطراری

تاریخچه سیاست‌های ارزی آمریکا برای افزایش قدرت رقابت تجاری در بازارهای بین‌المللی از دهه ۱۹۸۰ میلادی تاکنون، از عدم استقبال سیاستمداران این کشور از تقویت بیش از اندازه دلار حکایت دارد. روند شاخص دلار تا پایان سال ۲۰۱۸ میلادی، افزایش‌های متوالی کسری تراز تجاری این کشور و وعده‌های ترامپ، همگی زمینه را برای اقدام علیه شاخص دلار فراهم کرده بودند. زمانی‌که دونالد ترامپ وعده کاهش کسری را به جامعه اقتصادی داد، تنها عاملی که می‌توانست جلوی تحقق این وعده را بگیرد، ارزش دلار این کشور بود. در حالی که برخی از کشورها مانند چین متهمان همیشگی تضعیف تعمدی ارز ملی‌شان هستند، احتمال ورود ایالات‌متحده به نزاع بین‌المللی ارزی افزایش می‌یابد. البته بخشی از این نبرد وارد تجارت شده است. دیدگاه‌های متفاوتی که درباره وضعیت بهینه شاخص دلار برای اقتصاد آمریکا مطرح می‌شود، چشم‌انداز دوگانه‌ای به‌وجود آورده که با بررسی پاسخ شهودی به سوال چه‌کسی از دلار قوی هراسان است، دو دیدگاه متناقض آشکار می‌شود. براساس شواهد رئیس‌جمهوری ایالات‌متحده دلار قوی را برای کسب‌وکارهای آمریکایی «چندان مشکل‌آفرین نمی‌داند.» استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری برخلاف دونالد ترامپ، دلار ضعیف را «موقعیت خوبی برای ما (اقتصاد آمریکا)» معرفی کرده بود؛ ادعای منوچین بیشتر برپایه تاثیر دلار ضعیف بر تشویق صادرات و به تبع آن کاهش کسری تراز تجاری مطرح شده است. درست است که دلار ضعیف به سود روند صادرات کشور عمل می‌کند و واردات را تنبیه خواهد کرد؛ اما کل اقتصاد ایالات‌متحده و دلار تنها به صادرات وابسته نیست و مولفه‌های بسیاری را باید در نظر داشت. قضاوت منوچین از این حیث اشتباه تلقی می‌شود که سود صادراتی ناشی از دلار ضعیف را به کل اقتصاد تعمیم داده است. برخلاف این دیدگاه، دلار ضعیف می‌تواند آمریکا را به فقر نزدیک‌تر کند.